رفتن به اوج قصه...

گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمی ده
کی گل شب بو را از شاخه چیده
گوشه آسمون پر رنگین کمون
من مثل تاریکی، تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من می رم گم می شم تو جنگل خواب
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب
آسمون آبی می شه
امّا گل خورشید
رو شاخه های بید
دلش می گیره
درّه مهتابی می شه
امّا گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
تو که دست تکون می دی
به ستاره جون می دی
می شکفه گل از گل باغ
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
می سوزه شقایق از داغ
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب


فرهاد شیبانی

/ 2 نظر / 21 بازدید
قصه

چه عاشقانه، اما حيف كه اين عشق فقط در روياست و وقتي رنگ روزمرگي به خودش مي گيره با دورويي و غرور و ... همراه ميشه... اي كاش همينقدر لطيف و پاك بود...

فاطمه

با صدای محشر سیمین غانم. این ترانه مدتها ومدتها همراه من و دوستان من تو جمع شدن ها بوده. با هم بلند میخوندیمش وقت کوهنوردی [لبخند]